مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
776
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
أبكي لنفسي ، ولكنّي أبكي لأهلي المنقلبين إليكم ، أبكي للحسين وآل الحسين . ثمّ قال لمحمّد بن الأشعث : إنّي أراك ستعجز عن أماني ، فهل تستطيع أن تبعث من عندك رجلا يخبر للحسين بحالي ، ويقول له عنّي ، ليرجع بأهل بيته ولا يغرّه أهل الكوفة ، فإنّهم أصحاب أبيك الّذين كان يتمنّى فراقهم بالموت ، أو القتل . فقال له ابن الأشعث : واللّه لأفعلنّ . ثمّ كتب بما قال مسلم إلى الحسين . « 1 » ابن الأثير ، الكامل ، 3 / 272 - 273
--> ( 1 ) - همه خانهاى را كه ابن عقيل در آن پنهان بود ، احاطه كردند . چون صداى همهمه را شنيد ، دانست كه أو را قصد كردهاند . أو هم شمشير را كشيد وآنها را از خانه بيرون راند . آنها باز برگشتند . أو هم چند بار بر آنها حمله كرد وآنها را عقب نشاند . بكير بن حمران احمرى بر دهان مسلم زد ولب بالا را دريد وبريد كه دندانهاى پيش را شكست وريخت ( ثنايا ) . مسلم هم بر سر أو زد وبا ضربت ديگرى گردنش را بريد كه نزديك بود آن را جدا كند . چون آن حال ( دليرى ) را ديدند ، بر بأم خانه رفتند وأو را با سنگ وآتشى كه نى را مىافروختند ومىانداختند ، احاطه ومحاصره كردند . چون آن هجوم را ديد ، از خانه بيرون رفت وبا شمشير نبرد كرد . أو در خيابان ومعبر بر آنها حمله مىكرد . محمد بن أشعث به أو گفت : « من به تو أمان مىدهم . خود را دچار مرگ مكن ! » أو هنگام حمله مىگفت : أقسمت لا أقتل إلّا حرّا * وإن رأيت الموت شيئا نكرا أو يخلط البارد سخنا مرّا * ردّ شعاع الشّمس فاستقرّا كلّ امرئ يوما يلاقي شرّا * أخاف أن أكذب أو أغرّا يعنى : « من سوگند ياد كردهام كه آزاده كشته شوم . اگرچه مرگ ناگوار وناپسنديده است . گرم وسرد بأهم آميخته وطعم تلخ را بايد چشيد . شعاع آفتاب برمىگردد وحال به يك نحو مستقر خواهد شد ( چنين نخواهد ماند ) . هر مردى ناگزير روزى دچار سختى وشر مىشود . من از اين مىترسم كه به من دروغ گفته شود ومرا فريب دهند . » محمّد ( ابن أشعث ) گفت : « به تو دروغ نمىگوييم وخدعه نمىكنيم اين قوم ( ابن زياد كه منتسب بنى أمية وساير بنى أمية ) عمزاده تو هستند وتو را نخواهند كشت ونخواهند زد . » أو هم از سنگ سخت مجروح وناتوان شده وقادر به ادامهء نبرد نبود . به ديوار تكيه داد وابن أشعث ومردم ( مهاجمين ) به أو أمان دادند ؛ جز عمرو بن عبيد اللّه سلمى كه گفت : « من در اينجا نه مادة شتر دارم ونه شتر نر ( سودى ندارم ) . » چشم أو ( مسلم ) پر أشك شد وگفت : « اين نخستين علامت خيانت است . » عمرو بن عبيد اللّه عباس سلمى به أو گفت : « هركه مانند تو چنين مرامى داشته باشد وآنچه را كه تو مىخواهى ( از مقام ) طلب كند ، اگر دچار شود ، هرگز نمىگريد . » أو گفت : « من هرگز براي خودم زارى نمىكنم ؛ بلكه براي خانوادهء خود كه به قصد شما خواهند آمد ، من -